
سلام بعد مدتها برگشتم با دلی پر ازغم و اندوه فکر میکردم بعد از ازادی از این زندان تن.دیگه زندگی به مراد دل منه.واقعا هم بعد عملم همین بود به کل از دنیای تی اس ها خداحافظی کردم.دیگه اون زندگی پراز ترس دلهره غم و رنج رو فراموش کردم.یک کلام واقعا دوباره متولد شدم.هرچی از اون حس زیبای بعدعمل بگم کم گفتم خانوادم منو پذیرفتن.تونستم با عشقم نامزدکنم.واقعا برای اولین بار لبخند زندگی رو به خودم دیدم.ولی شاید حرفم درست نباشه یه ترنس همیشه یه ترنسه حتی اگه دها بار عمل کنه.بازم تو اجتماع و از دید اقوام همون ادم بدبخت و تو سری خور همیشگیه.با امیر ازدواج کردم پارسال و...
ادامه مطلب
سلام به همگی دوستای گلم فدای همتون.ببخشید چند وقت نبودم و اپ نکردم درگیر بودم شدید.یه خواستگار پیدا کرده بودم که برادر یکی از دوستام که بهتون گفتم اسمش روشنکه بود.پسر خیلی خوبی بود.هفته پیش مراسم بود که متاسفانه اخرش نشد.شایدم به خاطر غرور من بود نمیدونم.همه چیزش معیار مرد ایده ال بود ولی گیر ۳ پیچ داده بود باید تهران زندگی کنیم.منم گفتم فعلا واسم مقدور نیست.بعدش من گفتم حداقل ۱سال نامزد باشیم تا همو بهتر بشناسیم ولی اقا مثل اینکه اومده گوسفند بخره میگفت نه اخر تابستون عقد میکنه.به خدا کم مونده بود سینه چایی رو تو سرش بکوبم جوجه پسر یه وجب نبود.فکر کرد...
ادامه مطلب